تبليغاتX
********************باسلام ، کاربر محترم ، جهت مشاهده سایر مطالب لطفاً از قسمت " آرشیو " مطالب استفاده نمایید ***** دوره چهاردهم دبیرستان امام صادق(ع)
هر گاه دوستي از سفري مي آيد يا کسي از زيارت باز مي گردد و يا شخصيتي بزرگ وارد مي شود، ما ايرانيان به فراخور حال در قدم او گاوي يا گوسفندي قرباني مي کنيم. آقاي نيکسون وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود که در قدوم شما 3 نفر از بهترين جوانان اين کشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني کردند.


16 آذر، روز شهادت آن سه اهورایی، و روز دانشجو، گرامی باد.

+ نوشته شده در  شنبه 16 آذر1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
imamsadegh14

ببینید: لینک مربوطه

+ نوشته شده در  شنبه 25 آبان1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهايش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. اين بار، برنامه‌نويس پيشنهاد ديگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب نداديد ۵ دلار بدهيد ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما مي‌دهم. اين پيشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضايت داد که با برنامه‌نويس بازى کند.

برنامه‌نويس نخستين سوال را مطرح کرد: «فاصله زمين تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چيست که وقتى از تپه بالا مي‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائين مي‌آيد ۴ پا؟» برنامه‌نويس نگاه تعجب آميزى کرد و سپس به سراغ کامپيوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طريق مودم بيسيم کامپيوترش به اينترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمريکا را هم جستجو کرد. باز هم چيز بدرد بخورى پيدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونيک فرستاد و سوال را با آنها در ميان گذاشت و با يکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بيدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رويش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نويس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اينکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جيبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نويس داد و رويش را برگرداند و خوابيد ...

puzzle

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
- آیا می‌دانید انرژی الکتریسیته حاصل از 750 بار شانه کردن موهای یک زن ژاپنی معادل با روشن کردن یک لامپ شصت وات به مدت 3 دقیقه است؟
- آیا می‌دانید تا کنون تعداد سه میلیارد و سیصدهزار میلیون کوکاکولا به فروش رفته است که برابر با نصف جمعیت جهان است؟
- آیا می‌دانید که گوریل را برای این گوریل نامیده‌اند که علاقه زیادی به خوابیدن روی ریل قطار دارد؟
- آیا می‌دانید که ترینیداد و توباگو به زبان بومیان آن معنی کلوچه گردویی می‌دهد و به همین دلیل ساعت‌های دیواری آنجا از چوب درخت گردو ساخته می‌شوند؟
- آیا می‌دانید که گوشت کروکودیل آفریقایی 128 بار خوشمزه‌تر از پوست موز است؟
- آیا می‌دانید اولین مردمی که نفس کشیدن را یاد گرفتند، ایرانیان بودند؟
- آیا می‌دانید کرم ضدآفتاب نخستین بار در شمال ایران کشف شد و ساکنان اولیه جنوب دریای خزر با ترکیب پیله‌باقالا و پاچ‌باقالا اولین کرِم‌ها را اختراع کردند؟
- آیا می‌دانید اولین تیم فوتبال دنیا، توسط ایرانیان در تخت جمشید کنونی پایه‌گذاری شد و بعدها پرسپولیس نام‌گرفت؟
- آیا می‌دانید گلابی در حقیقت یک نوع مارمولک وحشی است که از میوه‌ای به همین نام تغذیه می‌کند؟
- آیا می‌دانید بهترین وسیله برای تمیز کردن دماغ، انگشت است و تمام مردم دنیا از قدیم از همین ابزار استفاده می‌کردند؟
- آیا می‌دانید در برج میلاد 33 متر طناب به کار رفته است؟
- آیا می‌دانید چرا در دیزی بازه یا آن‌که چرا دم خر درازه؟
- آیا می‌دانید چرا آب تو تلمبه‌ست یا حتی چرا گوشکوب قلنبه‌ست؟
+ نوشته شده در  جمعه 19 مهر1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
+ نوشته شده در  شنبه 6 مهر1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
این عکس رو ببینید، مقایسه تصویر آقای احمدی نژاد، ابتدای ریاست جمهوری و الان، ببینید که چقدر ریش های دکتر سفید شده... ببینید که سیاست و کار اجرایی چقدر آدم رو پیر می کنه....



+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
گفتگويی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia ميان اسپانيايی ها و آمرييکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ ضبط شده است .

اسپانيايی ها (با سر و صدای متن : ( A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد .
فاصله ۲۵ گره دريايی .
آمرييکایی ها (با سر و صدای متن) :ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .

اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد .

آمرييکایی ها (يک صدای ديگر:( کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود .

اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد .

آمريکایی ها (با صدای عصبانی: (کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت می کند .
۲ رزم ناو، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پيشنهاد نمی کنم، به شما دستور می دهم راهتان را ۱۵ درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم . لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!!

اسپانيایی ها :
خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت می کنند . پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريایی اسپانيا قرار دارد .
شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که می خواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد . بنابراين بازهم اصرار می کنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد.
آمريکایی ها:
آها. باشه. گرفتيم. ممنون
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
... در صحرای محشر بیرقی افراشته می شود و همه مردم از اولین و آخرین زیر لواء آن قرار می گیرند، بااینکه وادی بسیار وسیع است، اما جای سوزن انداختن نیست و مردم مانند تیر در ترکش به سختی در کنار هم قرار گرفته اند، همه سر در گریبان حسرت فروبرده اند و عرق شرم از سر و رویشان می‏چکد و البته زمین نیز همچنان بی‏قرار حادثه‏ای در شرف وقوع است، گنهکاران و فریب خوردگان قرار ندارند و اهمال کاران و غفلت زدگان چون گنگ خواب دیده حیرت زده اند...

جملگی در انتظار موعود رسیدگی به نامه اعمال تک تک بندگان هستند که ناگهان منادی ندا سر می دهد که «أین‏الرجبیون»، اهل ماه رجب کجایید؟

لینک مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
اگر تشکیل دوره ۱۴ مبدأ تاریخی این وبلاگ باشد(که فکر نکنم اینگونه باشد!)، آنگاه ایام راهنمایی مربوط به ماقبل تاریخ است.         نگاهی به تاریخ جهان - ژان ژاک روسو!!!!

عکس اول : سفر به کاشان - باغ فین ( به رفتار جناب قانعی در عکس دقت کنید!)

عکس دوم : سفر به اصفهان - پل خواجو ( شایدم خاجو!)

عکس سوم : این عکس احتمالا تاریخی ترین و هنری ترین عکسی است که در تمامی دوران ها از ما گرفته شده. (اگه تونستید خودتون رو پیدا کنید!)

نکته : لینک دانلود هر سه عکس با کیفیت بالاتر به حجم ۳.۸مگابایت--> لینک

2re14_1

2re14_2

2re14_3

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
2re14

لینک همین عکس با اندازه بزرگتر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
اعتمادملي:زمان زيادي از رو‌زهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دست‌هاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفين‌ها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دست‌هاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفين‌ها دوباره در برابر چشمانم زنده ‌شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفين‌هاي جزيره. پس از تحمل ساعت‌ها گرسنگي و بي‌غذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون مي‌آيد، دلفين‌ها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال مي‌جنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع مي‌شوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك مي‌دهند. با اشاره‌اي ديگر از سوي صاحب لقمه‌هاي از پيش مهيا شده، ناباورانه مي‌بينيم كه از گلوي اين بي‌زبان‌هاي زيبا، صدا‌هايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش مي‌رسد. مرد جوان مغرور از همراهي دلفين‌ها آواز غريب دلفين‌ها را رهبري مي‌كند، دلفين‌ها بلندتر مي‌خوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل مي‌بازد و آسمان جزيره پر مي‌شود از شور و شعف كساني كه هم‌پا و همراه شدن دلفين‌ها با مرد جوان را به بزم نشسته‌اند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيبايي‌هاي بي‌نظيرش، سمفوني گرسنگي و گردن‌كجي و گدايي و گريه دلفين‌ها بود براي لقمه‌اي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.


اين روزها كه ساكنان قواي اجرايي و تقنيني ابايي از اعتراف به كمرشكن شدن گراني و تورم در معيشت مردم ندارند و رئيس دولت تورم را <طعم تلخ> تعبير مي‌كند و وزير بازرگاني هم در پاسخ به اعتراضات نمايندگان در صحن علني مجلس، گراني را <غيرقابل كنترل> مي‌خواند شايد همدلا‌نه‌تر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفين‌ها را به حكايت غريب‌تر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيس‌جمهورشان در سفرهاي استاني حلقه مي‌زنند تعميم داد و از پيشداوري‌ها و متهم شدن به جنگ رواني‌و سياه‌نمايي‌ها نهراسيد. دست‌هايي كه در آسمان استان‌ها مي‌چرخد تا موج نامه‌ها و شكوه‌هاي ملتي را پارو كند تداعي‌گر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفر‌هاي استاني حلقه مي‌زنند تداعي‌گر كدامين نياز و احتياج هستند؟ ‌


مردمي كه پس از اخراج كامل اصلا‌ح‌طلبان از گردونه تصميم‌گيري كشور به جاي شعار اصلا‌حات سياسي، سينه سپركردن مرداني را ديدند كه تحول معيشتي و توزيع عدالت در زندگي روزمره را وعده داده بودند، اينك خود را به رئيس‌جمهور مي‌رسانند تا متناسب با همان وعده‌ها، نامه مكتوب كنند و بعيد است كسي به منظور نگراني‌اش از موانع ايجاد شده براي دستيابي ايران به فناوري هسته‌اي يا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ايران در ماجراي دستگيري و احضار زنان و دانشجويان يا ناديده‌انگاشتن مباني گفت‌وگوي تمدن‌ها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدني يا تقويت ادبيات ديپلماتيك در مراودات بين‌المللي به احمدي‌نژاد نامه بنويسد. آنان كه فريادشان از تورم و گراني‌هايي كه تا ديروز در دولت و مجلس انكار مي‌شد و به تازگي اصرار مي‌شود تا قصورشان را به گردن ديگري بيندازند، قطعا صف‌نشين و صدرنشين نامه‌نويسان به رئيس دولت هستند. جمعيت ديگر كساني هستند كه پشت درهاي بسته نظام نامنظم اداري جامانده‌اند و از آن جايي كه خلق و خوي آقاي رئيس در پيش بردن و مسكن‌هاي آني گذاشتن بر دردهاي عميق را مي‌دانند، شكوه‌نامه به محضر رئيس آورده‌اند. نمي‌توان كساني كه به دنبال بخشش بهره‌هاي بانكي يا دريافت وام‌ها و كمك‌خرج عروسي و تحصيل و اشتغال هستند را در صف نامه‌نگاران نديد. صداي فرياد توليدكنندگان و سرمايه‌گذاران ورشكسته، كارگران بيكار مانده، حقوق‌بگيران و بازنشستگان بي‌حقوق مانده هم از ميان جمعيت بلند است. از گلوي اقشار مختلف جامعه صداهايي هماهنگ اما ناهمگون بيرون مي‌آيد و چشم‌هايي خيره به آقاي رئيس است تا لقمه‌اي فراخور گرسنگي‌‌شان از آستين بيرون آيد تا هم او كه پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او كه پاسخ داده به لذت اين خرسندي ببالد و هم تماشاگران به وجد آيند و براي وجهه مردمي آقاي رئيس دستي به نشانه شعف بالا‌ ببرند و هورا بكشند.


در اين رهگذر نيز چه بسا فضايي حاصل مي‌شود كه در بزنگاه‌هاي انتخاباتي وعده‌هاي چرب‌تري مانند پرداخت مستقيم يارانه‌ها به مردم، جمعيتي را بيشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زيربنايي كشور به وجد مي‌آورد.


و اما اينك در شرايطي كه ناشران، نويسندگان، صاحبان انديشه متفاوت با جريان حاكم، دانشجويان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبش‌هاي اجتماعي، رانده‌شدگان از عرصه سياسي و حزبي، منتقدان خودي و غيرخودي اعم از اصلا‌ح‌طلبان ردصلا‌حيت‌شده، وزراي بركنارشده، مديران مستعفي، همراهان حذف‌شده دولت و در نهايت جمعيت مايوس و خاموشي كه صدايي از آنان در آخرين انتخابات كشور به گوش نرسيده است، هيچ سهمي در نامه‌نگاري به رئيس‌جمهور ندارند، به راحتي مي‌توان كنكاش كرد كه جمعيت حلقه‌زده به گرد رئيس‌جمهور چه كساني هستند، چه آواز تلخي را براي رئيس دولت مي‌خوانند و چه مي‌خواهند و سپس بايد متناسب با خواسته‌هاي آنان ثبات و پايداري در مديريت را پيشه كرد تا مبادا به تعبير مقام رهبري <عدالت بدون پيشرفت تنها منجر به برابري در فقر شود.> در غير اين صورت است كه خالق سفرهاي استاني و خالق نامه‌نگاري‌هاي مردمي در دولت جاري تبديل مي‌شود به خالق كنسرت‌هاي غم‌انگيزي كه در آن، جمعيتي گرسنگي‌شان را آواز بخوانند و جمعيتي ديگر سرمست و دلخوش به اين همراهي‌هاي از سر نياز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمي، غافل از آنكه اين سمفوني گرسنگي و گردن‌كجي و گريه است كه به رقص و آوازي تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهايي اشك‌هاي خود آقاي رئيس را هم جاري مي‌كند چرا كه راز دلفين‌هاي گرسنه را تنها كسي مي‌داند كه خود مسبب به‌وجود آمدن نياز و احتياج آنها است.
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 تیر1387ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 


لینک دانلود همین عکس با کیفیت بالا

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
darya
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني در سفر 10 روزه خود به عربستان سعودي، در حالي که به مدينه سفر کرده ‌بود،‌ از وادي فاطمه يا همان منطقه تاريخي فدک نيز ديدن کرد و در حالي که اشک از چشمانش جاري بود، از چشمه فاطمه نوشيد.
به گزارش آفتاب، هاشمي براي بازديد از منطقه جغرافيايي فدک، با اتومبيل براي رسيدن به مقصود بيش از 260 کيلومتر را از شهر مدينه منوره به‌سوي استان «حائل» درنورديد و به شهر «حائط» و «حويطه» که به گفته آيت‌الله شيخ محمدعلي عمري رهبر شيعيان مدينه، همان «فدک» است، رسيد.   

در شهر حائط، فرماندار و مسئولان اين شهر از رئيس مجلس خبرگان استقبال کردند.
اين گزارش حاکي است، مردم منطقه نيز با شور و شوق از خانه‌ها بيرون زده و بر بام‌ها و بلندي‌هاي اطراف مشغول تماشاي صحنه‌هاي بازديد بودند.  

نايف فرماندار شهر گفت: «اينجا فدک است و الان قديمي‌ها هنوز به آن فدک مي‌گويند. شهر حدود 35 هزار نفر جمعيت دارد ولي جمعيت کل منطقه به اضافه روستانشينان و عشاير کوچ نشين به صدهزار نفر مي‌رسد».
سپس، «محمد عبدالرحمن جابر»، پيرمردي از اهالي فدک، که قبلا رئيس دايره امر به معروف و نهي از منکر منطقه بوده و هم‌اکنون نيز طبق گفته خودش به دعوت مسئولان منطقه مشغول همکاري با آنهاست توضيحاتي در مورد اين منطقه به هيأت ايراني ارائه کرد و به سؤالات رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پاسخ داد. 

آيت‌الله هاشمي از او پرسيد چرا به اين منطقه فدک مي‌گويند؟
عبدالرحمن جابر: «چون پيامبر اکرم آن را به حضرت فاطمه بخشيد».
هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «چرا پيامبر آن را به حضرت فاطمه بخشيد»؟
عبدالرحمن جابر پاسخ داد: «نظر ما اين است که چون اهالي اين منطقه بدون درگيري آن را به پيامبر اکرم هديه کردند و پيامبر نيز آن را به حضرت فاطمه هديه کردند».
هاشمي‌رفسنجاني باز سوال کرد: «در اين منطقه چه چيزهايي به نام فاطمه وجود دارد»؟
عبدالرحمن جابر در جواب گفت: «چشمه‌هاي هفت‌گانه فاطمه، مسجد فاطمه، وادي فاطمه، و بساتين (باغستان‌هاي) فاطمه».  

هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «چرا اسم فدک را عوض کرديد و حائط يعني ديوار مي‌گوييد»؟
جابر نيز اظهار داشت: «در اين منطقه سه ديوار بلند است که به صورت حلقه منطقه را احاطه نموده‌است. درون ديوارها باغ (بستان) فاطمه نام دارد که در «معجم البلدان» ياقوت حموي هم ذکر شده است. مسجدي که الان ترميم شده مربوط به زمان پيامبر اسلام بوده که به مسجد فاطمه معروف است. ما آل‌جابر هستيم که قدمتي چند صدساله در منطقه داريم و پيش از دولت سعودي حکمران اينجا بوده‌ايم».
هاشمي‌رفسنجاني باز پرسيد: «مساحت کل فدک چقدر است»؟
و جابر پاسخ داد: «مساحت منطقه فدک 50 در 50 کيلومتر است».
سپس هاشمي‌رفسنجاني سوال کرد: «آب منطقه چگونه است»؟
جابر در جواب اضافه کرد: «فدک داراي هفت چشمه آب بوده که به «عيون فاطمه» معروف است که به دليل اهمال و بي‌توجهي به کشاورزي آب آن کم شده و شايد علت کمي آب حفر چاه‌هاي عميق (آرتزين) در منطقه باشد».  

 هاشمي‌رفسنجاني پرسيد: «مي‌خواهم از آب چشمه فاطمه بخورم».
جابر و ديگر همراهان،‌ وي را منع کردند و گفتند: «آقاي هاشمي اين کار را نکنيد چون نمي‌دانيم وضع آب چگونه است».
هاشمي در حالي‌که قطرات اشک چشمانش با چشمه فاطمه مخلوط شده بود، گفت: «آيا بي‌سعادتي و حيف نيست که انسان تا اينجا بيايد و از چشمه فاطمه سيراب نشود»؟
اين جمله باعث شد که قطرات اشک چشمان همراهان نيز در چشمه بريزد.  

بازديد رئيس مجلس خبرگان به «فدک» که در 20 خردادماه جاري انجام شد، براي مسئولان عربستاني که وي را همراهي مي‌کردند نيز بسيار جالب بود و تازگي داشت به طوري‌که در بازگشت به مدينه ضمن تشکر از ايشان که با اين اقدام موجب شدند آنها نيز براي اولين بار قدم به فدک بگذارند، گفتند ما تاکنون از چنين مسائلي مطلع نبوديم و آنچه در فدک ديديم و شنيديم براي خود ما نيز تازگي داشت.
گفتني است که فدک، منطقه‌اي در شمال شرق مدينه است که ملک شخصي پيامبر گرامي اسلام بود و ايشان آن ‌را به حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بخشيده بودند.
اينجا همان مکاني است که بعد از رحلت پيامبر اکرم، غصب شد و عثمان آن ‌را به مروان‌بن‌حکم داد و او فدک را به دو فرزند خود عبدالملک و عبدالعزيز هبه کرد.
عمربن‌عبدالعزيز که از خلفاي بني‌اميه از شاخه مرواني بود، وقتي به حکومت رسيد فدک را به فرزندان حضرت زهرا برگرداند ولي يزيدبن‌عبدالملک وقتي به حکومت رسيد آن ‌را پس گرفت و تا دوران خلاقت سفاح در دست بني‌مروان بود تا اينکه سفاح آن را به حسن‌بن‌علي‌(ع) برگرداند تا ميان اولاد حضرت زهرا تقسيم کند ولي منصور دوانيقي آن را از آنها گرفت.
 

بار ديگر مهدي، فرزند منصور، فدک را به اولاد فاطمه زهرا برگرداند؛ اما موسي‌الهادي آن را از آنها پس گرفت و همچنان در دست بني‌عباس بود تا اينکه مامون بار ديگر آن را به اولاد حضرت زهرا برگرداند و سرانجام متوکل عباسي فدک را از آنها پس گرفت...
با اين تاريخچه پرفراز و نشيب و پس از آنکه در هزار سال گذشته سرنوشت فدک در هاله‌اي از ابهام فرو برده شد، اين منطقه مهم به حال خود رها شد و تحولات زيادي را پشت سر گذاشت تا اينکه در قرن اخير به دليل ديوارهاي مستحکمي که به طول شش کيلومتر در شش کيلومتر در چهار طرف آن براي حفاظت اهالي از دزدان و اشرار وجود داشت به «‌حائط» معروف شد که به معناي ديوار است ولي نام فدک همچنان در اسناد و مدارک و بر زبان‌ها باقي ماند به طوري‌که حتي هم اکنون بر تابلوي ورودي شهر زير نام حائط، کلمه «فدک» نيز به چشم مي‌خورد.
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
perspolice
+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 7 بعد از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
سلام، سه تا نکته رو می خواستم عرض کنم:

۱- آقا ما ایرانی ها چرا اینقدر دنبال طومار امضا کردن هستیم؟ یه بار به "نشنال جئوگرافیک" گیر میدیم که چرا نگفتی خلیج فارس، بار بعد به "یاهو" میگیم چرا اسم ایران رو حذف کردی، دفعه بعدی به "گوگل ارث" گیر می دیم....

هر دفعه هم می ریم کلی طومار امضا می کنیم، بمب گوگلی راه میندازیم، جریان و موج ایجاد می کنیم که : آی مردم، کجا رفت غیرت و تعصبتون، که فلان جا اسم فلان جا رو عوض کرده و....

نظر من اینه که تا وقتی ما در موضع دفاع کردن باشیم، همینیه که هست. یعنی ما ملت منتظریم که یکی بیاد یه کاری بکنه( مثلا بگه فردوسی افغانیه نه ترک!!!) بعد یهو ما میهن پرست بشیم و بریم دنبال طومار و اعتراض و...

آقا ما باید از موضع دفاعی خارج بشیم، حمله کردن بهتر از دفاع کردنه... مثلا در مقابل ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه، ما بگیم بحرین تا حدود سال ۱۹۶۰ جزو خاک ایران بوده و هنوز هم متعلق به ماست، یا در مورد تحریف نام خلیج فارس، ما بریم بگیم دریای عمان اسمش از اول دریای سیستان بوده!!! البته همین جوری کشکی هم حرف نزنیم، با سند و مدرک بریم جلو.

۲- عزیز من، رهبر انقلاب که اسم امسال رو گذاشته "نوآوری و شکوفایی"، منظورشون فکر نکنم اینجور چیزا بوده باشه:

الف) مزدک میرزایی تو بازی استقلال پرسپولیس بگه چون امسال سال نوآوری هست، هر تیمی که تاکتیک خلاقانه تری رو به نمایش بگذاره می بره!

ب) آقای رئیس جمهور تو وبلاگشون بنویسه چون امسال سال نوآوریه، پس وزیرا رو ۴تا ۴تا عوض می کنیم که یه کار جدید کرده باشیم و پر از نوآوری بشیم.

عزیزم، اولا سال نوآوری رو به گند نکشیم، یعنی هر کاری رو با این اسم نوآوری توجیه نکنیم، ثانیا امسال سال شکوفایی هم هست، این رو یادمون نره...

۳- همینجور که داریم جلو میریم، یه چیزایی به ذهن آدم خطور می کنه، مثلا اینکه به نظر میرسه آقای رئیس جمهور توان کار کردن با افراد قوی و کارآمد رو نداره. یعنی فقط کسایی رو قبول داره که از خودش پایین تر باشند.

به این اسامی دقت کنید: لاریجانی، پورمحمدی، دانش جعفری، فرهاد رهبر و... همه اینا به نحوی از دولت اخراج شدند یا در شرف اخراج شدن هستن. به نظر می رسه رئیس جمهور کلا با آدمای گنده تر از خودش حال نمی کنه، یعنی قبولشون نداره...

فقط کسانی مقبول هستند که در برهه ای از تاریخ، در دانشگاه علم و صنعت رفت و آمد داشته اند یا در برهه ای دیگر به شهرداری تهران، گذرشان افتاده است!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
+ نوشته شده در  جمعه 23 فروردین1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سید مجتبی حسینی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
کاریکاتور
اخبار حوزه مخابراتی
تبریک های اعیاد
مسابقات اینترنتی
مراسم های ترحیم
مطالب آموزنده و خواندنی
جوک
تبلیغات
اخبار حوزه دانشگاه
ارسال SMS
نظر سنجی ها
مطالب علمی
مراسم ها و جلسات دوره 14
اخبار روز
مناسبتها
سخنان ائمه بزرگوار
اطلاعیه شرکت الو ایران
سلامت و بهداشت
تلفن گویا
اطلاعیه های فوری وبلاگ
عکس های بامزه
نویسندگان
محمدحسین لطفعلی زاده
میر سبحان سادات
01
رشید قانعی
سید مجتبی حسینی
حسین شمقدری
محمدجواد محدث
امین ظریف
پیوندها
نجات غزه
پیاده تا شمال
سایت دبیرستان امام صادق (ع)
شماره تماسهای دوره
مطالب جالب و خواندنی
لینک تمام وزارتخانه ها
صدا و سیمای جمهوری اسلامی
حزب الله
میمه ای ها
!!!!!!!!!نجواهای دل!!!!!!!
سایت حزب الله ایران
 

 RSS

POWERED BY
طراح قالب
دیجیتال کیوان


object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000" id="obj1" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab" border="0" style="width: 150px; height: 30px>