![]() |
![]() |
|
|
امام حسن مجتبي (ص):
همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى که وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.
هم میخواستم میلاد کریم اهل بیت(علیه السلام) رو به همه تبریک بگم وهم اینکه افطاری فردا(شنبه ۱۴/۶) رو که همه فارغ التحصیلای دبیرستان دعوتن وتوی مدرسه برگزار میشه رو یاد آوری کنم ماه مهماني خدا، ميلاد کريم اهل بيت(ع)، و لحظه ناب افطار = اجابت دعا به توان سه! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 14 شهریور1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
سوم تیر، شکست انحراف بود؛ اینبار شکست نفاق
انقلاب به بهترین نحوی مسیر خود را می پیماید. ریاست و صدارت کسانی که علقه ای به بنیان های فکری انقلاب ندارند، هرچند ضربه ای غیر قابل انکار است ولی لطمه ای غیر قابل جبران نیست. یک سؤال منطقی راجع به سیستم های مردم سالار قابل طرح است: «اگر مردم در یک نظام مبتنی بر آراء، ره به اشتباه رفتند و گزینهی مطلوبی را انتخاب نکردند، آنگاه با صدمات جبران ناپذیر یک فاسد یا منحرف چگونه به ساختارهای مردم سالار در نظام اسلامی اعتقاد داشته باشیم؟» طبیعی است که همیشه نتیجهی انتخابات نتیجه ای مطلوب نیست و چه بسا مردم تحت تأثیر تبلیغات سیاسی به اشتباه بیافتند. شاید مهمترین این اشتباهات روی کار آمدن سید ابوالحسن بنی صدر با چندین میلیون رأی باشد. شهید مطهری در کتاب پیرامون جمهوری اسلامی این سؤال را مطرح می کند و به آن پاسخ می دهد. پاسخ استاد شهید بسیار در خور تأمل است. ایشان انتخاب اشتباه را نوعی تجربهی سیاسی می دانند که روند بالندگی اجتماعی و سیاسی مردم را شتاب خواهد بخشید. انقلاب مسیر خویش را می پیماید و بنابر کلیشه ای سیاسی، گهگاه فرزندان خویش را می خورد. تردیدی نیست که تاریخ مملو است از «جاماندگی ها» و خورده شدن انسان هایی که در حد خود روزگاری انبان ارزش ها و آرمان ها را بر دوش کشیده اند. ماجرای سقیفه و جنگ جمل 2 اتفاق تکان دهنده در تاریخ اسلام اند: ماجرای انحراف و نفاق. انتخاب بنی صدر به عنوان رئیس جمهور یک نظام نوخاستهی اسلامی، هرچند دردناک و تأسف بار است ولی چندان اثرگذار نیست. روح خروشان انقلابی مردم در حیث جمعی خود به سرعت این لطمه را التیام می بخشد و انقلاب راه خویش را در پی می گیرد. انتخاب بنی صدر نه یک انحراف، بلکه یک اشتباه است. لطمهی مهمتر شاید آن هنگام است که شعارهای مشابه سازی شدهی یک طیف سیاسی، حرکت اصلی و اصیل انقلاب را به کجراهه می کشاند. نزدیکترین مفهوم به شعار «آزادی»، عدالت اجتماعی است. آزادی، بهرغم تقدسش، گاهی کجراههای است که مردم تشنهی عدالت را به انحراف می کشاند. 8 سال حاکمیت اصلاح طلبان، دورانی بود که بهتدریج آن روی سکهی «آزادی» افشا شد و مردم معنای حقیقی آن را دریافتند. دوران اصلاحات، بنا بر چارچوبی که استاد مطهری در اختیار ما میگذارد، نه یک لطمهی جبران ناپذیر که نهایتاً با افشا شدن ماهیت حقیقی اش، به سرمایه ای تاریخی برای انتخاب های آیندهی مردم در نظام مردم سالار ما بدل شد. باید اعتراف کنیم که دوران اصلاحات با همهی شرمندگی های تاریخیاش، در ابراز خود تا اندازه ای صادق بود. اصلاح طلبان (شاید از سر نخوت یا از روی خامی) آشکارا ارادت خود را به بنیان های غرب سکولار ابراز کرده و آشکارتر به مبانی مقدس انقلاب اسلامی اهانت کردند (رجوع کنید به افشای ماهیت سکولار جریان اصلاحات در فرمایشات مقام معظم رهبری 2/6/1387). اوج این نخوت و خامی این بود که باردیگر به هوس دیرین خود کسی چون معین را به عنوان نماینده ی اصلاحات به انتخابات روانه کردند. انقلاب برای تعالی خویش نیاز به گذر از این گذرگاه ها دارد. سوم تیر 84 یک برگ دیگر از انتخاب سیاسی مردم ایران است. روزی که دغدغه های اصیل انقلابی، کجراهه را از راه اصلی باز می شناسد. می توان گفت که سوم تیر شکست جریان انحراف است. به میزان بالندگی و رشد سیاسی و فرهنگی نظام، مشکلات هم رشد می کند. طبیعی است که بزنگاه های سیاسی در آیندهی سیاسی ایران دیگر به سادگی انتخاب بنی صدر یا اصلاح طلبان نیست. جریان نفاق هماره هنگامی خود را می نمایاند که رشد و هوشیاری عمومی راه را بر اشتباه و انحراف ببندد. نفاق در یک تعریف ساده، باطلی است که لباس حق پوشیده است. جریانی که بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری مصداق «ریزش» یا «جاماندگی» هستند، طبیعتاً برای ادامهی حیات خویش راه منافقانه ای را برخواهند گزید. توضیح اینکه سوم تیر، رفتار صادقانه و خالصانهی فرزند ان انقلاب که مفهوماً و مصداقاً تذکر دوبارهی ارزش ها و آرمان های انقلاب اسلامی بود، راه را بر اشتباه و انحراف بست. توفیق احمدینژاد در جلب و جذب دل هایی که فارغ از قدرت طلبی سیاسی، دل در گرو عدالت، ساده زیستی و مردم داری داشتند، بهطور طبیعی گفتمان انحرافی رقیب را به سوی تمسک به همین ابزار سوق داد. مبارزه در هوای گرگ و میش سخت است ولی آنگونه که احمدینژاد اذعان کرده است «در این انتخابات، یاران حقیقی انقلاب مشخص می شوند» و پس از ابهام و تشابه های منافقانه، صبح روشن فرا خواهد رسید. در پس هر انتخاباتی، نشانی از بالندگی انقلاب نمایان می شود. حتی انتخاب های اشتباه هم پله ای برای صعود است. بهرغم آنکه آرایش های مزورانه و منافقانه، انتخاب را سخت می کند ولی انقلاب مسیر خویش را می پیماید و چهرهی حقیقی فرزندان حقیقی یا شناسنامه ای خود را بازمی نمایاند. وحید یامینپور |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
سلام
یه پیام از امام میخواستم براتون قبل انتخابات بذارم نگاه کنید صحبت های کاندیداها و مردم رو با اون مقایسه کنید(منظورم کاندیداهایی هست که خودشون رو طرفدار امام معرفی میکنن ولی حرفاشون ذره ای با حرفای امام شباهت ندارد) مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولين را از وظيفهاى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند. مردم عزيز ايران كه حقاً چهره منوّر تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، بايد سعى كنند كه سختيها و فشارها را براى خدا پذيرا گردند تا مسئولان بالاى كشور به وظيفه اساسىشان كه نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند كه تنها برادرى و صميميت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمين در نظر بگيرند. چه كسى است كه نداند مردم عزيز ما در سختى هستند و گرانى و كمبود بر طبقه مستضعف فشار مىآورد، ولى هيچ كس هم نيست كه نداند پشت كردن به فرهنگ دوَل دنياى امروز و پايهريزى فرهنگى جديد بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امريكا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما اين راه را خود انتخاب كردهاند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر اين امر هم افتخار مىكنند. اين روشن است كه شكستن فرهنگ شرق و غرب، بىشهادت ميسر نيست. من بار ديگر از مسئولين بالاى نظام جمهورى اسلامى مىخواهم كه از هيچ كس و از هيچ چيز جز خداى بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فساد و فحشاى سرمايه دارى غرب و پوچى و تجاوز كمونيزم نكشند كه ما هنوز در قدمهاى اول مبارزه جهانى خود عليه غرب و شرقيم. مگر بيش از اين است كه ما ظاهراً از جهانخواران شكست مىخوريم و نابود مىشويم؟ مگر بيش از اين است كه ما را در دنيا به خشونت و تحجر معرفى مىكنند؟ مگربیش از اين است كه با نفوذ ايادى قاتل و منحرف خود در محافل و منازل، عزت اسلام و مسلمين را پايكوب مىكنند؟ مگر بيش از اين است كه فرزندان عزيز اسلام ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبههاى دار مىروند؟ مگر بيش از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب اللَّه در جهان به اسارت گرفته مىشوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه اسلامى خود عمل كنيم. من باز مىگويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامىتان- به خيال خام خودشان- بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، هميشه با بصيرت و باچشمانى باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد، لحظهاى آرامتان نمىگذارند. صحيفه امام ج21 328 پيام به مهاجرين جنگ تحميلى ص : 325 لازم به ذکر است که این پیام در تاریخ ۲/۱/۶۸ خطاب به مهاجرین جنگ تحمیلی(جنگ زده ها) صادر گردیده است یه خورده روش فکر کنیم راه رو برامون مشخص میکنه!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 دی1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 دی1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
تجمع بزرگ داوطلبان عمليات استشهادي
تجمع بزرگ داوطلبان عمليات استشهادي با عنوان مدافعان غزه،عاشقان شهادت فردا سه شنبه مصادف با دوم محرم الحرام ساعت ۱۰و ۳۰دقيقه صبح در ميدان فلسطين به همراه برگزاری نماز وحدت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 دی1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
باور کنید اینجا غزه است... یک روز قبل از فرا رسیدن محرم ۸۷ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 دی1387ساعت 2 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
آشنايي با شيطانپرستي هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطانپرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كردهاست. سال 1960 را ميتوان به صورت جدي آغاز دور جديد حيات و فعاليت شيطانپرستان در آمريكا دانست (1) ، صرفنظر از انواع شيطانپرستي كه طي ساليان متمادي باستاني همچون يونان ، عراق ، ايران و ... وجود داشته است . هدف اين پژوهش بررسي و مطالعه جريان خاص شيطانپرستي مسيحي است كه در سال 1960 ميلادي رسماً در كشور آمريكا فعاليت خود را به عنوان يك فرقه و مكتب آغاز كردهاست. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 مهر1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
در خانه مولا نيست، يك خاطر شاد امشب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1 مهر1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
شب آفتابی آقا یه چیزی ساختند به نام شب آفتابی این از افتتاحیه المپیک پکن هم بالاتره نزدیک به ۴۰۰ تا بازیگر داره وصحنه هاش توی کوه اجرا میشه با اجازتون ما چهارشنبه با پای لنگمون رفتیم دیدیم کفمون برید وهنوز هم تو کفٍشیم اگه ندیدین حتمن برین بیشتر از این هم براتون توضیح نمیدم که جذابیتش ازبین نره داستانش از آغاز خلقت شروع میشه وتارحلت حضرت امام(ره) ادامه داره ونزدیک به ۴ ساعت طول میکشه راستی بلیتش رو میتونید از نمایشگاه قرآن غرفه شب آفتابی گیربیارید محل اجراشم سپاه تهران بزرگ یا همون سپاه محمدرسول الله(صلی الله علیه وآله) هست تازه افطاری هم مهمونید حالا چندتا عکس از شب آفتابی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
لحظه ای چشماتونو ببندید و این جمله رو تصور کنید، در اون روز که خواهیم بود؟ چه خواهیم کرد؟ چه فیلم ها و سایت ها که در وصف او نخواهیم ساخت. چه مقاله ها و چه شعرها و چه کتاب ها و که برای سیره ی او نخواهیم نوشت. چه کنفرانس ها و چه همایش ها و چه یادواره ها و ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
حکایتی از مرحوم شیخ حسین زاهد(ره)
یکی از صفات پسندیده ایشان این بود که کارهای شخصی خودشان را شخصا" انجام می دادند و سعی می کردند که سر بار دیگران نباشند. |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
رجبعلی خدا را امتحان كرد شبیه داستان حضرت یوسف
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در دیداری كه با حضرت آیة الله سید محمدهادی میلانی داشت؛ تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه: «در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانهای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلی! خدا میتواند تو را خیلی امتحان كند، بیا یك بار تو خدا را امتحان كن! و از این حرام آماده و لذتبخش به خاطر خدا صرف نظر كن.» سپس به خداوند عرضه داشتم: خدایا! من این گناه را برای تو ترك میكنم، تو هم مرا برای خودت تربیت كن.» آنگاه دلیرانه، همچون حضرت یوسف (علیه السلام) در برابر گناه مقاومت میكند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب میورزد و به سرعت از دام خطر میگریزد. این كف نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او میگردد. دیده برزخی او باز میشود و آن چه را كه دیگران نمیدیدند و نمیشنیدند، میبیند و میشنود. به طوری كه چون از خانه خود بیرون میآید، بعضی از افراد را به صورت واقعی خود میبیند و برخی اسرار برای او كشف میشود. از جناب شیخ نقل شدهاست كه فرمود: «روزی از چهار راه "مولوی" و از مسیر خیابان "سیروس" به چهار راه "گلوبندك" رفتم و برگشتم، فقط یك چهره آدم دیدم! » مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشارهای میکرد و میفرمود: «من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک میکنم و از آن چشم میپوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن.» |
|
+ نوشته شده در
شنبه 16 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم «منت خداي را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت هر نفس كه فرو مي رود ممد حيات است و چون برآيد مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب ...» چندان در فكر مقايسه ي اثر اديب بزرگ پارسي با «به همين سادگي» نيستم اما مرور چند نكته هم خالي از لطف نيست. بستر روايت به همين سادگي يك روز معمولي، يك زندگي معمولي، يك خانواده ي معمولي، يك مادر/همسر/خانه دار معمولي و يك همسايه ي معمولي است. تا اينجا مصالح و مواد اوليه ي كار زندگي اغلب افراد جامعه است، اما نكته اينجاست كه ميركريمي با همين مواد اوليه كاري كرده است كه گويي ما را از زندگي بيرون كشيده و مدتي به تماشاي خود و زندگي خود مشغولمان مي كند. و البته به فكر درباره ي خويش. ارزش كار «به همين سادگي» وقتي معلوم مي شود كه به تماشاي تلاش ديگر سينماگران در به تصوير كشيدن همين خانواده و افراد معمولي بپردازيم. تلاشي كه در موارد اندكي منجر به خلق اثري تاثير گذار گرديده. ولي غير از اين موارد اندك وقتي سينماگران ما مي خواهند خانواده اي معمولي را نشان دهند خانواده اي پر تعارض را نشان مي دهند و مي گويند: «واقعيت را نشان داديم». وقتي قصد به تصوير كشيدن خانواده اي متمول را كردند خانواده اي اشرافي با ثروت و خانه اي افسانه اي نقش زدند و هنگامي كه قصد بيان زندگي ساده و فقيرانه را داشتند زندگي افراد بدبخت و بي نوايي را تصوير كردند كه گويي از فرط بي چارگي سالهاست زير خط فقر مي زيند.
اسلوب روايتگري داستان در «به همين سادگي» اندكي متفاوت است. فيلم آرام است و به قول كارگردان بزرگترين تنشش سوختن بادمجان هاست. شايد اين براي ما كه داريم كم كم به ديدن فيلهاي 1000 تا 15000 توماني هاليوودي كنار پياده روها عادت مي كنيم سخت باشد كه 90 دقيقه پاي به همين سادگي بنشينيم. تنها اجزا برهم زننده ي اين آرامش اطرافيان طاهره هستند. كودكان طاهره هستند كه براي مادرشان كودكي مي كنند، همسايگان طاهره هستند كه بيشتر به فكر سر جا بودن شوهاي مزخرف عربي خويشند و همسر طاهره كه كمتر بين نقشه ها و كارهايش طاهره را مي بيند. حتي فكر چايي اي كه قرار است با هم بخورند هم در ذهنش به خواب تبديل مي شود. گاهي احساس مي كنم «به همين سادگي» روايت زندگي ما است. حس مي كنم رفتار هر كدام از ما مثل فرزندان طاهره است. با همان كودكي ها و بازيها و رفتارها. از نگاه ديگر فيلم «به همين سادگي» فيلم مادران است. البته براي ما كه چگونه با مادران رفتار مي كنيم. از ويژگي هاي اين فيلم كه مدتي است در سينماي ايران مغفول مانده حس «همذات پنداري» است. به جرات مي گويم مدتي بود كه احساس همذات پنداري در فيلم ها برايم رخ نداده بود. به جهت نگاه واقعي و دقيق فيلم در برخي از قسمت هاي فيلم احساس همذات پنداري كردم.
«به همين سادگي» فيلم همسران هم هست. وقتي بي توجهي مردي را ترسيم مي كند كه گرچه از صبح در فكر تامين معاش خانواده است و بسيار كار نيكويي است اما او وظايف خود را به عنوان يك همسر در خانه درست انجام نمي دهد. او براي خانواده اش خستگي كار روزانه را آورده است و براي اينكه اين رفتار «امير» به خوبي نشان داده شود اندكي هم افراط شده. مثلا نخوردن تنها يك تكه از ماهي در غذاي مورد علاقه اش(قليه ماهي) يا فراموش كردن اينكه گفته بوده مي خواهد چاي بنوشد و يا اينكه بوي عطر طاهره را با بوي سوختني اشتباه مي گيرد.
طاهره سازش كار نيست. در مقابل همسر و فرزندان هم كوتاه نمي آيد. او فقط «صبر» مي كند. صبر در مقابل آنچه هست. صبر مي كند و سرزنش هاي پسرش براي نيامدن به كلاس زبان را مي شنود. صبر مي كند و رفتارهاي همسايه هايش از خواستن ظروف براي عقد تا تمسخر همسايه ي جوان براي شكل پوشش و آرايش مي شنود. صبر مي كند و بچگي هاي پسرش را مي بيند. صبر مي كند و دخترانگي هاي دخترش را مي نگرد. صبر مي كند تا همسرش و شريكش بيايد تا با او شام بخورند و گپي بزنند و در پايان شوهرش نه شام مي خورد و نه فكر و ذهنش از شركت بيرون مي آيد. اما او «صبر» مي كند و مي ماند. نه براي خودش بلكه براي خانواده اش. خانواده اي كه آنقدر اهميت دارد كه در چند نماي بسته حلقه ي طاهره به عنوان نماد زناشويي نشان داده مي شود.
«به همين سادگي» نقاشي از يك مادر است. مادري كه فكر و ذكري جز خانواده و فرزندانش ندارد. «به همين سادگي» فيلم مادران است. مادراني كه ديده نمي شدند و نمي شوند. اما آنقدر زيبا و شاعرانه اين مادر و علاقه به خانواده اش را به تصوير كشيده كه انگار ما در ميان خانواده ي خويشيم و انگار ماييم كه اينگونه رفتار مي كنيم. مادراني كه از نظر ما براي اينكه نگوييم بي كارند به آنها شغل «خانه داري» را داديم. فقط براي اينكه بار كلمه ي بي كار را از رويشان بر داريم. اما هر چه كار هست براي آنها است. آنها كه تربيت مي كنند و در ازاي اين تربيت بي منت چيزي نمي خواهند جز توجه. جز نگاه محبت آميز ما. نوشته:مهدی انصاری |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 خرداد1387ساعت 1 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
بسمه تعالي دل نوشته ای درباره مشکلات فرهنگی (همراه با نگاهی گذرا به فیلم دایره زنگی)
سخن از فرهنگ ومغفول ماندن آن در كشور،ديگر تبديل به كليشه اي تكراري وپررنج شده است كه گويا طلسم آن به اين زودي ها شكسته نخواهد شد. پس از وقوع انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي تمام قواي فكري وانساني نيروهاي تازه نفس انقلاب صرف مقابله با جنگي شد كه هرچند اين نبرد با دشمن متجاوز باعث ايجاد فرهنگ ايثار وشهادت در جامعه شد،اما به علت آن كه در طي اين هشت سال نيروهاي انقلابي باتمام قواي خود در حال دفاع از انقلاب وميهن اسلامي بودند فرصت آن پيدا نشد تا سياستگذاري هاي اساسي براي فرهنگ اين كشور صورت پذيرد. پس از پايان جنگ وروي كار آمدن دولت سازندگي ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
در ۴ بخش به طور خلاصه مي خواهيم درباره ناتوي فرهنگي با هم صحبت كنيم.اميواريم كه برايتان مفيد باشد.منبع اين مطالب مركز اسناد انقلاب اسلامي به نقل از سايت تبيان است.
بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی كه هدف اصلی شكل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی كه سیاست خارجی ایالات متحد آمریكا بر اساس یك دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه كردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلكه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام ، شاهدیم كه دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری آمریكا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد كرده كه به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را " ناتوی فرهنگی " نام گذاشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای استان سمنان در مورد ناتوی فرهنگی فرمودند : من پریروز در روزنامه – البته سه ، چهار ماه قبل از این ، من مقاله اش را دیده بودم – گزارشی از تشكیل " ناتوی فرهنگی " را خواندم . یعنی در مقابل پیمان ناتو كه آمریكاییها در اروپا به عنوان مقابله با شوروی سابق یك مجموعه مقتدر نظامی به وجود آوردند ؛ اما برای سركوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاورمیانه و آسیا و غیره از آن استفاده می كردند ، حالا یك ناتوی فرهنگی هم به وجود آْورده اند . این ، بسیار چیز خطرناكی است . البته حالا هم نیست ؛ سالهاست كه این اتفاق افتاده است . مجموعه ی زنجیره ی به هم پیوسته رسانه های گوناگون – كه حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیونها و رادیوها – در جهت مشخصی حركت می كنند تا سررشته ی تحولات جوامع را به عهده بگیرند ؛ حالا كه دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است . در گرجستان كه یك تحول سیاسی اتفاق افتاد و جابجایی قدرت انجام گرفت ، یك سرمایه دار آمریكایی و صهیونیست یهودی – البته اسمش معروف است ، من نمی خواهم اسمش را بیاورم – اعلام كرد كه من ده میلیون دلار در كشور گرجستان خرج كردم و تحول سیاسی ایجاد كردم ؛ خیلی راحت . ده میلیون دلار خرج می كنند ، یك حكومت را كنار می گذارند ، یك حكومت دیگر را سر كار می آورند ! اینها باید روی مردم اثر بگذارند ؛ باید اجتماعات درست كنند . در اوكراین هم همین كار را كردند ؛ در جاهای دیگر هم همین كار را كردند . گاهی اوقات تأثیراتشان به شكل دیگری است و تعیین كننده است ؛ شاید این را در یك جمع دانشجویی دیگر گفته باشم كه ماهاتیر محمد ، نخست وزیر سابق مالزی – كه بسیار هم آدم پركار و دقیق و جدی و پایبندی بود – به تهران آمد ، به دیدن من هم آمد ؛ همان اوقات بود كه تحولات گوناگونی در آسیای شرقی اتفاق افتاده بود ؛ در مالزی ، اندونزی و تایلند ، و زلزله ی اقتصادی به وجود آمده بود . همین سرمایه دار صهیونیستی و بعد سرمایه دارهای دیگر ، با بازیهای بانكی و پولی توانستند چند تا كشور را به ورشكستگی بكشانند. در آن وقت ماهاتیر محمد به من گفت : من فقط همین قدر به شما بگویم كه ما یك شبه گدا شدیم ! البته وقتی كشوری وابستگی اقتصادی پیدا كرد و خواست نسخه های اقتصادی بانك جهانی و صندوق بین المللی پول را عمل بكند ، همین طور هم خواهد شد .
بخش اول ، تبیین ابعاد و پیشینهدر دهه 1920 و 1930 میلادی سه ایدئولوژی مختلف از متن فرهنگ و تمدن غربی سر بر آورد ، چالش های متقابل این سه ایدئولوژی و توسعه طلبی هر یك در نهایت منجر به جنگ جهانی دوم در سال 1939 گردید . لیبرال دموكراسی غرب به سردمداری آمریكا و كمونیسم شرق به رهبری اتحاد جماهیری شوروی در مقابل دشمن مشترك یعنی آلمان نازی به یك اتحاد موقت دست یافتند و در خلال جنگ سعی نمودند با تشكیل كنفرانس های گوناگون مثل یالتا ، تهران و سانفرانسیسكو نقشه سیاسی – ایدئولوژی دنیای بعد از جنگ را مهندسی كنند . اما علی رغم موفقیت نسبی این دو قدرت در تعیین حوزه نفوذ و تقسیم جهان ، با پایان جنگ و نابودی دشمن مشترك اختلاف دو ابرقدرت پیروز در جنگ به زودی نمایان و جبهه بندی جدید و بلوك بندی قدرت با محوریت آمریكا و شوروی شكل گرفت و هر یك تهدید جدی علیه دیگری قلمداد می شد . از این روی هر یك از دو بلوك قدرت سر بر آورده از جنگ جهانی دوم درصدد تمهیدات لازم جهت مقابله با رقیب تدارك برآمدند. در همین راستا در سال 1949 یعنی حدود 4 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم پیمان آتلانتیك شمالی ( ناتو ) با رهبری آمریكا و با حضور و عضویت كشورهای اروپای غربی با هدف مقابله با تهدیدات قدرت نظامی اتحاد جماهیری شوروی و تسلط بر منافع ملت ها شكل گرفت . سازمان ناتو گرچه به بحث و بررسی مسایل سیاسی ، اقتصادی و حتی مسایل و مشكلات ناشی از جنگ اعضای خود هم می پرداخت ، اما جهت گیری و رویكرد اصلی آن نظامی بود . این سازمان در سال 1950 با لشكركشی به كره جنوبی دامنه نفوذ خود را تا جنوب شرق آسیا گسترش داد و با عضویت یونان و تركیه در سال 1952 حوزه مدیترانه را نیز ضمیمه حضور نظامی خود كرد . بعد از مدتی با شكل گیری سازمان " سنتو " بین تركیه ، ایران و پاكستان و اعمال سیاست سد نفوذ ( Containments) یك كمربند امنیتی از اروپا تا منتهی الیه آسیا در مقابل تهدید و نفوذ شوروی ایجاد كردند . ناتو با ایجاد تأسیسات پایه ای مشترك در زمینه هایی مانند دفاع هوایی و سیستم مخابراتی واحد ، توسعه و استاندارد سازی جنگ افزارهای خود نه تنها در كشورهای عضو قدرت خود را نهادینه كرد بلكه اعضای این پیمان حضور نظامی خود را جهت تسلط بر منابع دیگر كشورها به حوزه خارج از ناتو هم گسترش دادند . بعد از پایان جنگ سرد و حذف تهدید نظامی شوروی كه هدف اصلی شكل گیری ناتو بود ، بسیاری از آگاهان استمرار حیات ناتو را غیرضروری دانستند . اما از آن جایی كه سیاست خارجی ایالات متحد آمریكا بر اساس یك دشمن و تهدید خارجی استوار است با تئوریزه كردن فضای بعد از جنگ سرد بر مبنای " جنگ تمدن ها " نه تنها استمرار حیات ناتو با ماهیت نظامی را ضروری دانستند بلكه با توجه به چالش جدید غرب در مقابل بیداری جهان اسلام ، شاهدیم كه دنیای غرب باز هم همچون گذشته با سردمداری امریكا به صورت غیررسمی ، سازمانی را در حوزه فرهنگ ایجاد كرده كه به تعبیر مقام معظم رهبری می توان آن را " ناتوی فرهنگی " نام گذاشت . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
سلام رفقا
1-مي خواستيم نغد فيلم بنويسيم(حاليوودي،ايراني،گيشه اي،خارجي،انيميشن و...) گفطيم اينايي كه پايه حصطن روجمع كنيم كه طنها نمونيم هركي مياد بسم ا... هم ميطونه به ما ظنگ بزنه(باشماره هايي كه ذيرنويص ميشه) هم ميطونه به سندوغ پصتي ما نامه بفرصطه هم ميطونه يه ايميل بزنه كه ما هم هستيم هم ميطونه اث ام اث بذنه اگرم خيلي طنبله يه ميص بندازه ما خودمون بحش ظنگ ميزنيم 2-اون رفغايي كه خيلي باهالن و حميشه به ماخرده ميگيرن كه(يكي اين لكنطه رو به روظ كنه) ميطونن به ايميل ما متلب بظنن تا اگه خوب بود بظاريم طو وبلاگ(صعي ميكنم ايميلا رو حرشب چك كنم) اگر حم حميشه اتلاعاطشون سرريذ ميكنه مي طونن يه ظنگ بذنن به ما كه مي خوان جظو نويسنده حاي وبلاگ شن(كلي حم كلاث داره) 3- اون رفغايي كه طوي اين دوصال دانشجويي شون يه تحقيقا وكارحايي كردن كه به درد همه ميخوره ميطونن برا ما ارسال كنن طا ما اسمشونو طو وبلاگ بذنيم واصرشون رو هم طو وبلاگ چاپ كنيم منطذر پيام هاي بعدي ما باشيد در ضمن يه آدم الاف ببينه چنطا كلمه رو قلت نوشطيم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمدحسین لطفعلی زاده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
محمدحسین لطفعلی زاده میر سبحان سادات 01 رشید قانعی سید مجتبی حسینی حسین شمقدری محمدجواد محدث امین ظریف |
|
RSS
|