تبليغاتX
********************باسلام ، کاربر محترم ، جهت مشاهده سایر مطالب لطفاً از قسمت " آرشیو " مطالب استفاده نمایید ***** دوره چهاردهم دبیرستان امام صادق(ع)
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان
و تشکر ویژه جهت شرکت شما دوستان در مراسم افطاری منزل آقای کمالی
 
بدینوسیله به اطلاع می رساند که مراسم چهلم پدر محمد جان روز جمعه ۲۹/۶/۱۳۸۷ از ساعت ۱۷ الی ۳۰/۱۸ در مسجد قدس برگزار می گردد .
حضور شما عزیزان موجب تسلی خاظر بازماندگان و شادی روح آن مرحوم می گردد
 
 
جهت شادی روح آن از دست رفته صلواتی قرائت بفرمایید
 
با تشکر  از شما عزیزان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط 01 | 
با سلام و عرض ادب
 و تشکر فراوان از حضور پر شور شما عزیزان در افطاری شماره ۲ - منزل آقای شمقدری
 
بدینوسیله به اطلاع می رساند محل برقراری افطاری شماره ۳ - منزل آقای کمالی در آدرس زیر می باشد :
 خیابان ستارخان - خیابان شادمان - خیابان ذوالفقاری - پلاک ۱۵ -
    طبقه همکف ( محل برگزاری همایش ها )
 
 
منتظر حضور پر مهر شما عزیزان - فردا شب - هستیم .
 
با تشکر و سپاس ویژه از خانواده محترم آقای کمالی
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط 01 | 
با سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان دوره ۱۴

بالاخره سرویس نظر سنجی و دریافت پیام ها ، مطالب و انتقادات شما نسبت به دوره ۱۴ راه اندازی گردید .

این سرویس بر روی بستر مخابراتی ۲۴ ساعته قرار دارد و به صورت تمام وقت نظرات و پیام های شما در سیستم ثبت می گردد .

جهت برقراری ارتباط و ارسال پیام ها و نظرات خود می توانید در ابتدای پیام خود عبارت "Dore14 " را تایپ نموده و سپس سایر مطالب خود را در پیوست آن بنویسید و برای شماره 1000118118 ارسال نمایید .

با تشکر و سپاس از همراهی شما عزیزان دوره

قائم مقام مدیریت وبلاگ

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 6 بعد از ظهر  توسط 01 | 
افطاری شماره ۳ دوره چهاردهم ، طبق برنامه قبلی ، چهارشنبه این هفته ۲۷/۶/۱۳۸۷ در منزل جناب آقای کمالی می باشد .

لذا از کلیه روزه داران عزیز تقاضا می شود در این مراسم معنوی حضور بهم رسانند .

لازم بذکر است جهت تکمیل آمار شرکت کنندگان ، دوستان لطف نمایند و کلمه  "Eftari " را به شماره 1000118118 پیامک نمایند .

با تشکر قبلی از همه شما عزیزان

روابط عمومی دوره چهارده

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط 01 | 
با سلام و عرض ادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در درگاه حق

بدینوسیله به اطلاع می رساند ، افطاری شماره ۲ دوره چهاردهم ، دوشنبه ۲۵/۶/۱۳۸۷ در منزل جناب آقای شمقدری می باشد .

از دوستان خواهشمند است در این برنامه معنوی حضور بهم رسانند .

آدرس : شهرک اکباتان - فاز ۲ - بلوک ۱۸ - ورودی ۲ - طبقه ۹ - پلاک ۱۸۳

منتظر حضور پر مهر شما عزیزان هستیم

* این پیام برای دوره ۱۴ ، امروز پیامک خواهد شد *

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط 01 | 

شب آفتابی

آقا یه چیزی ساختند به نام شب آفتابی این از افتتاحیه المپیک پکن هم بالاتره نزدیک به ۴۰۰ تا بازیگر داره وصحنه هاش توی کوه اجرا میشه

با اجازتون ما چهارشنبه با پای لنگمون رفتیم دیدیم کفمون برید وهنوز هم تو کفٍشیم اگه ندیدین حتمن برین بیشتر از این هم براتون توضیح نمیدم که جذابیتش ازبین نره داستانش از آغاز خلقت شروع میشه وتارحلت حضرت امام(ره) ادامه داره ونزدیک به ۴ ساعت طول میکشه

راستی بلیتش رو میتونید از نمایشگاه قرآن غرفه شب آفتابی گیربیارید

 محل اجراشم سپاه تهران بزرگ یا همون سپاه محمدرسول الله(صلی الله علیه وآله) هست

تازه افطاری هم مهمونید

حالا چندتا عکس از شب آفتابی

+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدحسین لطفعلی زاده | 

لحظه ای چشماتونو ببندید و این جمله رو تصور کنید، در اون روز که خواهیم بود؟ چه خواهیم کرد؟ چه فیلم ها و سایت ها که در وصف او نخواهیم ساخت. چه مقاله ها و چه شعرها و چه کتاب ها و که برای سیره ی او نخواهیم نوشت. چه کنفرانس ها و چه همایش ها و چه یادواره ها و ...

شهید دکتر محمود احمدی نژاد

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط محمدحسین لطفعلی زاده | 

توافت‌های ایران و خارج


موضوع انشای این هفته‌ی ما مثل هفته‌های قبل "علم بهتر است یا ثروت؟" بود ولی چون موضوع خیلی خنکی بود؛ من تصمیم گرفتم کمی راجب به "توافت‌های ایران و خارج" و مسایل غیره انشا بنویسم.

پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم.

تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند"

مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. امادر ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود.

خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به ضعم بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند.

پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدر خوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.

ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی".

ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل  I lav u  بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

این بود انشای من.

کپی پیست شده ازسایت کتاب نیوز

نوشته آقای صالح شخصی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1 قبل از ظهر  توسط محمدحسین لطفعلی زاده | 

حکایتی از مرحوم شیخ حسین زاهد(ره)


تصوير جناب شيخ حسين زاهد که بر سر مزار ايشان نصب شده است .

یکی از صفات پسندیده ایشان این بود که کارهای شخصی خودشان را شخصا" انجام می دادند و سعی می کردند که سر بار دیگران نباشند.
در ایامی که آقا مریض شده بود، ( و به سبب همان بیماری از دنیا رحلت کرد) عده ای از دوستان برای عیادت خدمت ایشان رسیدند ؛ حالشان مناسب نبود، دکتر علت بیماری را ضعف شدید تشخیص داده بود.

یکی از شاگردان خدمت ایشان عرض کرد در صورت امکان استخاره ای بفرمایید ...
فرمود: نیت کنید...
یک دفعه ایشان با آن حال بیماری از رختخواب بیرون آمد، و به صورت چهار دست و پا تا کنار دیوار حرکت کرد .
دستش را به دیوار گرفت و بلند شد، و از روی طاقچه چیزی برداشت و به همان صورت برگشت.
وقتی داخل رختخواب شد، در دستشان تسبیح بود و این همه زحمت برای آوردن تسبیح بود .

یکی از دوستان گفت : آقا شما می فرمودید ما می آوردیم چرا این همه خودتان را به زحمت انداختید؟

ایشان فرمود:
 پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: « بعد از ایمان و عمل صالح اگر کسی بتواند سربار مردم نباشد، ، من به او وعده بهشت می دهم» . آیا نمی خواهید من به وعده پیامبر خدا برسم؟

در ادامه فرمود:
داداش جون ها تا می توانید روی پای خودتان بایستید و عزت نفس داشته باشید و از کسی سؤال و درخواست نکنید و خودتان کارهای خودتان را انجام دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدحسین لطفعلی زاده | 
با سلام و عرض ادب
 
مراسم افطاری دوره روز چهارشنبه ۲۷/۶/۱۳۸۷ در منزل جناب آقای کمالی می باشد .
 
پیشاپیش از همه ی دوستان دعوت می نماییم تا در این برنامه حضور بهم رسانند
 
و از خانواده محترم جناب آقای کمالی نیز به خاطر این زحمت سپاسگذار هستیم
 
دوستانی که تمایل به شرکت در این برنامه دارند لطفاً از طریق ارسال پیام کوتاه به شماره ۰۹۱۲۴۴۰۲۵۳۸ ما را در جریان بگذارند تا خانواده جناب آقای کمالی از تعداد افراد حاضر در این جلسه  مطلع شوند
 
 
* این خبر در ۲ پیام جداگانه در ۱۵/۶ برای دوستان دوره ارسال گردیده است *
 
با تشکر و سپاس از شما دوستان محترم دوره ۱۴
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط 01 | 

رجبعلی خدا را امتحان كرد

شبیه داستان حضرت یوسف

شيخ رجبعلي خياط

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط در دیداری كه با حضرت آیة الله سید محمدهادی میلانی داشت؛ تحول معنوی خود را چنین بازگو نموده است كه:

«در ایام جوانی (حدود 23 سالگی) دختری رعنا و زیبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه‌ای خلوت مرا به دام انداخت، با خود گفتم: «رجبعلی! خدا می‌تواند تو را خیلی امتحان كند، بیا یك بار تو خدا را امتحان كن! و از این حرام آماده و لذتبخش به خاطر خدا صرف نظر كن.» سپس به خداوند عرضه داشتم:

خدایا! من این گناه را برای تو ترك می‌كنم، تو هم مرا برای خودت تربیت كن.»

آنگاه دلیرانه، همچون حضرت یوسف (علیه السلام) در برابر گناه مقاومت می‌كند و از آلوده شدن دامن به گناه اجتناب می‌ورزد و به سرعت از دام خطر می‌گریزد. این كف نفس و پرهیز از گناه، موجب بصیرت و بینایی او می‌گردد. دیده برزخی او باز می‌شود و آن چه را كه دیگران نمی‌دیدند و نمی‌شنیدند، می‌بیند و می‌شنود. به طوری كه چون از خانه خود بیرون می‌آید، بعضی از افراد را به ‌صورت واقعی خود می‌بیند و برخی اسرار برای او كشف می‌شود.

از جناب شیخ نقل شده‌است كه فرمود:

«روزی از چهار راه "مولوی" و از مسیر خیابان "سیروس" به چهار راه "گلوبندك" رفتم و برگشتم، فقط یك چهره آدم دیدم! »

مشروح این داستان را شیخ برای کمتر کسی بیان کرده است، گاهی به مناسبتی بدان اشاره‌ای می‌کرد و می‌فرمود:

«من استاد نداشتم، ولی گفتم: خدایا! این را برای رضایت خودت ترک می‌کنم و از آن چشم می‌پوشم، تو هم مرا برای خودت درست کن.»

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمدحسین لطفعلی زاده | 

 

یادمان باشد در پس این فونتها گم نشویم

در پس این حرفها

حرفها قافله ایست پی اندیشه ی نرم

پی سرپوش خیال

بیگمان می بازد

هرکه از پنجره ی حرف نخواند احساس

نخواند آواز
بی گمان می بازد
هرکه از پنجره ی رنگی چشم‌‌‌‌‌‌ ،  نیاید بیرون
و به پندار خویش بسازد قفسی
که ندارد مرغی
که ندارد هوس آزادی
که نداند هرگز
.....تو خود  ، قفسی.....

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط محمدجواد محدث | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
آرشیو موضوعی
کاریکاتور
اخبار حوزه مخابراتی
تبریک های اعیاد
مسابقات اینترنتی
مراسم های ترحیم
مطالب آموزنده و خواندنی
جوک
تبلیغات
اخبار حوزه دانشگاه
ارسال SMS
نظر سنجی ها
مطالب علمی
مراسم ها و جلسات دوره 14
اخبار روز
مناسبتها
سخنان ائمه بزرگوار
اطلاعیه شرکت الو ایران
سلامت و بهداشت
تلفن گویا
اطلاعیه های فوری وبلاگ
عکس های بامزه
نویسندگان
محمدحسین لطفعلی زاده
میر سبحان سادات
01
رشید قانعی
سید مجتبی حسینی
حسین شمقدری
محمدجواد محدث
امین ظریف
پیوندها
نجات غزه
پیاده تا شمال
سایت دبیرستان امام صادق (ع)
شماره تماسهای دوره
مطالب جالب و خواندنی
لینک تمام وزارتخانه ها
صدا و سیمای جمهوری اسلامی
حزب الله
میمه ای ها
!!!!!!!!!نجواهای دل!!!!!!!
سایت حزب الله ایران
 

 RSS

POWERED BY
طراح قالب
دیجیتال کیوان


object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11CF-96B8-444553540000" id="obj1" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab" border="0" style="width: 150px; height: 30px>