![]() |
![]() |
|
|
با سلام و درود بر شما دوستان عزیز دوره چهارده
با کمک و همت دوستان، همینک سایت دوره در آدرس جدید آماده می باشد.
منتظر نظرات صمیمانه شما هستیم .
* لازم بذکر است که دوستان باید نام کاربری و پسورد داشته باشند ،تا بتوانند از امکانات سایت (مانند گالری تصاویر و...) استفاده کنند ، لذا لطفاً از طریق imamsadegh14@gmail.com پسورد مورد نظر را برای افزودن در سیستم اعلام بفرمایید .
با تشکر و سپاس
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 30 تیر1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط 01 |
|
|
با سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان دوره چهارده
پس از تلاش مداوم دوستان نویسنده ، جهت ارتقای سطح امنیتی و مدیریتی وبلاگ دوره ، تصمیم بر آن شد تا در دامنه ای جدید با امکانات بسیار فوق العاده در خدمت شما عزیزان باشیم
لازم بذکر است در این سیستم جدید ، تنها با وارد کردن نام کاربری و پسورد مجاز به نظر دادن هستید !!! و دیگر کاربرانی همچون " درخت گردو " ، " درخت بادام " ، " جنگل " و... نخواهیم داشت و بدین جهت کاربران با نام واقعی خود مطلب را خواهند نوشت .
لازم بذکر است تمامی عزیزان دوره جهت دریافت نام کاربری لازم است ، نام خود را به همراه پسورد مورد نظر برای ما به آدرس imamsadegh14@gmail.com ارسال نمایند .
* نویسندگان محترم حتماً قید نمایند که درخواست اکانت نویسندگی دارند *
هم اکنون کار بر روی این پایگاه جدید در حال انجام است و ان شاءا... پس از ارسال نام کاربری و اطلاعات خود به آدرس الکترونیکی دوره ، اکانت های شما فعال خواهد شد .
*** لازم بذکر است جهت عضویت می توانید در بخش نظرات همین مطلب ، نام خود و پسورد و ایمیل معتبر خود را وارد نمایید . ***
با تشکر و سپاس
سرپرست نویسندگان
هادی نظری قهرودی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 21 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط 01 |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط میر سبحان سادات |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط میر سبحان سادات |
|
|
گفتگويی که واقعا روی فرکانس اضطراری کشتيرانی، روی کانال ۱۰۶ سواحل (Finisterra (Galicia ميان اسپانيايی ها و آمرييکایی ها در ۱۶ اکتبر ۱۹۹۷ ضبط شده است .
اسپانيايی ها (با سر و صدای متن : ( A-853 با شما صحبت می کند. لطفا ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا از تصادف اجتناب کنید. شما داريد مستقيما به طرف ما می آييد . فاصله ۲۵ گره دريايی . آمرييکایی ها (با سر و صدای متن) :ما به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به شمال بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد . اسپانيايی ها : منفی. تکرار می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا تصادف نکنيد . آمرييکایی ها (يک صدای ديگر:( کاپيتان يک کشتی ايالات متحده آمريکا با شما صحبت می کند. به شما اخطار می کنيم ۱۵ درجه بشمال بچرخيد تا تصادف نشود . اسپانيایی ها: اين پيشنهاد نه عملی است و نه مقرون به صرفه. به شما پيشنهاد می کنيم ۱۵ درجه به جنوب بچرخيد تا با ما تصادف نکنيد . آمريکایی ها (با صدای عصبانی: (کاپيتان ريچارد جیمس هاوارد، فرمانده ی ناو هواپيمابر يو اس اس لينکلن با شما صحبت می کند . ۲ رزم ناو، ۵ ناو منهدم کننده، ۴ ناوشکن، ۶ زيردريايی و تعداد زيادی کشتی های پشتيبانی ما را اسکورت می کنند. به شما پيشنهاد نمی کنم، به شما دستور می دهم راهتان را ۱۵ درجه به شمال عوض کنيد. در غير اينصورت مجبور هستيم اقدامات لازمی برای تضمين امنيت اين ناو اتخاذ کنيم . لطفا بلافاصله اطاعت کنيد و از سر راه ما کنار رويد !!!
اسپانيایی ها : خو آن مانوئل سالاس آلکانتارا با شما صحبت می کند. ما دو نفر هستيم و يک سگ، ۲ وعده غذا، ۲ قوطی آبجو و يک قناری که فعلا خوابيده ما را اسکورت می کنند . پشتيبانی ما ايستگاه راديویی زنجيره ی ديال ده لا کورونيا و کانال ۱۰۶ اضطراری دريایی است. ما به هيچ طرفی نمی رويم زيرا ما روی زمين قرار داريم و در ساختمان فانوس دريايی A-853 Finisterra روی سواحل سنگی گاليسيا هستيم و هيچ تصوری هم نداريم که اين چراغ دريايی در کدام سلسله مراتب از چراغ های دريایی اسپانيا قرار دارد . شما مي توانيد هر اقدامی که به صلاحتان باشد را اتخاذ کنيد و هر غلطی که می خواهيد بکنيد تا امنيت کشتی کثافتتان را که بزودی روی صخره ها متلاشی می شود تضمين کنيد . بنابراين بازهم اصرار می کنيم و به شما پيشنهاد می کنيم عاقلانه ترين کار را بکنيد و راه خودتان را ۱۵ درجه ی جنوبی تغيير دهيد تا از تصادف اجتناب کنيد. آمريکایی ها: آها. باشه. گرفتيم. ممنون |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 تیر1387ساعت 10 قبل از ظهر توسط سید مجتبی حسینی |
|
|
... در صحرای محشر بیرقی افراشته می شود و همه مردم از اولین و آخرین زیر
لواء آن قرار می گیرند، بااینکه وادی بسیار وسیع است، اما جای سوزن
انداختن نیست و مردم مانند تیر در ترکش به سختی در کنار هم قرار گرفته اند، همه سر در گریبان حسرت فروبرده اند و عرق شرم از سر و رویشان میچکد
و البته زمین نیز همچنان بیقرار حادثهای در شرف وقوع است، گنهکاران و
فریب خوردگان قرار ندارند و اهمال کاران و غفلت زدگان چون گنگ خواب دیده
حیرت زده اند...
جملگی در انتظار موعود رسیدگی به نامه اعمال تک تک بندگان هستند که ناگهان منادی ندا سر می دهد که «أینالرجبیون»، اهل ماه رجب کجایید؟ لینک مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 14 تیر1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط سید مجتبی حسینی |
|
|
نخستين يادواره سرلشكر پاسدار حاج احمد متوسليان، قهرمان ملي حماسه دفاع مقدس امروز ( پنجشنبه 13 تیرماه ) برگزار ميشود .
خبرگزاري فارس: نخستين يادواره سرلشكر پاسدار حاج احمد متوسليان، قهرمان ملي حماسه دفاع مقدس امروز برگزار ميشود. به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، يادواره قهرمان ملي حماسه دفاع مقدس با عنوان «خورشيد دوكوهه» با حضور مسئولان لشكري و كشوري برگزار ميشود.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط میر سبحان سادات |
|
|
اگر تشکیل دوره ۱۴ مبدأ تاریخی این وبلاگ باشد(که فکر نکنم اینگونه باشد!)، آنگاه ایام راهنمایی مربوط به ماقبل تاریخ است. نگاهی به تاریخ جهان - ژان ژاک روسو!!!!
عکس اول : سفر به کاشان - باغ فین ( به رفتار جناب قانعی در عکس دقت کنید!) عکس دوم : سفر به اصفهان - پل خواجو ( شایدم خاجو!) عکس سوم : این عکس احتمالا تاریخی ترین و هنری ترین عکسی است که در تمامی دوران ها از ما گرفته شده. (اگه تونستید خودتون رو پیدا کنید!) نکته : لینک دانلود هر سه عکس با کیفیت بالاتر به حجم ۳.۸مگابایت--> لینک
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط سید مجتبی حسینی |
|
|
با سلام و آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان در امتحانات پایان ترم دانشگاه ها
خواهشمند است که برای بازدید سایر مطالب از " آرشیو ماه " مورد نظر خود در منوی سمت چپ وبلاگ استفاده نمایید .
جهت افزایش سرعت بالا آمدن وبلاگ ، تعداد پست های صفحه اول را به ۵ پست کاهش داده ایم و سایر پست ها به آرشیو منتقل شده است .
با تشکر و سپاس از همراهی شما
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 7 تیر1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط 01 |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط سید مجتبی حسینی |
|
|
اعتمادملي:زمان زيادي از روزهاي گرم حضور گروه ما در منطقه آزاد كيش گذشته است اما هنوز چرخش رندانه دستهاي مرد جوان در آسمان كوچك پارك دلفينها چنان قدرتمند بر صورت و سيرت ذهن و خيال مانده است كه چرخش دستهاي مرد جوان ديگري در آسمان نقطه ديگري از ايران كافي است تا رقص دلفينها دوباره در برابر چشمانم زنده شود. حكايت غريبي است رقص و آواز دلفينهاي جزيره. پس از تحمل ساعتها گرسنگي و بيغذايي، دست مرد جوان كه از سبد آذوقه بيرون ميآيد، دلفينها معصومانه اما هنرمندانه سر و بال ميجنبانند و سپس به لقمه كوچكي قانع ميشوند و تن به خيسي استخر زيباي پارك ميدهند. با اشارهاي ديگر از سوي صاحب لقمههاي از پيش مهيا شده، ناباورانه ميبينيم كه از گلوي اين بيزبانهاي زيبا، صداهايي هماهنگ اما ناهمگون به گوش ميرسد. مرد جوان مغرور از همراهي دلفينها آواز غريب دلفينها را رهبري ميكند، دلفينها بلندتر ميخوانند، جمعيت به آوازخواني اين موجودات دلفريب دل ميبازد و آسمان جزيره پر ميشود از شور و شعف كساني كه همپا و همراه شدن دلفينها با مرد جوان را به بزم نشستهاند. غافل از آنكه اين كنسرت با تمام زيباييهاي بينظيرش، سمفوني گرسنگي و گردنكجي و گدايي و گريه دلفينها بود براي لقمهاي كه به آن نيازمند بودند و اين احتياج بود كه آوازي چنين تلخ را رقم زد تا مرد جوان بر آن ببالد و فخرش را به جمعيتي بفروشد.
اين روزها كه ساكنان قواي اجرايي و تقنيني ابايي از اعتراف به كمرشكن شدن گراني و تورم در معيشت مردم ندارند و رئيس دولت تورم را <طعم تلخ> تعبير ميكند و وزير بازرگاني هم در پاسخ به اعتراضات نمايندگان در صحن علني مجلس، گراني را <غيرقابل كنترل> ميخواند شايد همدلانهتر بتوان حكايت غريب احتياج و آواز دلفينها را به حكايت غريبتر احتياج و نياز ملتي كه اينك به گرد رئيسجمهورشان در سفرهاي استاني حلقه ميزنند تعميم داد و از پيشداوريها و متهم شدن به جنگ روانيو سياهنماييها نهراسيد. دستهايي كه در آسمان استانها ميچرخد تا موج نامهها و شكوههاي ملتي را پارو كند تداعيگر چيست؟ جمعيتي كه مشفقانه و مشتاقانه به گرد دومين شخص كشور در سفرهاي استاني حلقه ميزنند تداعيگر كدامين نياز و احتياج هستند؟ مردمي كه پس از اخراج كامل اصلاحطلبان از گردونه تصميمگيري كشور به جاي شعار اصلاحات سياسي، سينه سپركردن مرداني را ديدند كه تحول معيشتي و توزيع عدالت در زندگي روزمره را وعده داده بودند، اينك خود را به رئيسجمهور ميرسانند تا متناسب با همان وعدهها، نامه مكتوب كنند و بعيد است كسي به منظور نگرانياش از موانع ايجاد شده براي دستيابي ايران به فناوري هستهاي يا مخدوش شدن چهره حقوق بشر دوستانه ايران در ماجراي دستگيري و احضار زنان و دانشجويان يا ناديدهانگاشتن مباني گفتوگوي تمدنها و ارزش نهادن به اصول جامعه مدني يا تقويت ادبيات ديپلماتيك در مراودات بينالمللي به احمدينژاد نامه بنويسد. آنان كه فريادشان از تورم و گرانيهايي كه تا ديروز در دولت و مجلس انكار ميشد و به تازگي اصرار ميشود تا قصورشان را به گردن ديگري بيندازند، قطعا صفنشين و صدرنشين نامهنويسان به رئيس دولت هستند. جمعيت ديگر كساني هستند كه پشت درهاي بسته نظام نامنظم اداري جاماندهاند و از آن جايي كه خلق و خوي آقاي رئيس در پيش بردن و مسكنهاي آني گذاشتن بر دردهاي عميق را ميدانند، شكوهنامه به محضر رئيس آوردهاند. نميتوان كساني كه به دنبال بخشش بهرههاي بانكي يا دريافت وامها و كمكخرج عروسي و تحصيل و اشتغال هستند را در صف نامهنگاران نديد. صداي فرياد توليدكنندگان و سرمايهگذاران ورشكسته، كارگران بيكار مانده، حقوقبگيران و بازنشستگان بيحقوق مانده هم از ميان جمعيت بلند است. از گلوي اقشار مختلف جامعه صداهايي هماهنگ اما ناهمگون بيرون ميآيد و چشمهايي خيره به آقاي رئيس است تا لقمهاي فراخور گرسنگيشان از آستين بيرون آيد تا هم او كه پاسخ گرفته خرسند باشد و هم او كه پاسخ داده به لذت اين خرسندي ببالد و هم تماشاگران به وجد آيند و براي وجهه مردمي آقاي رئيس دستي به نشانه شعف بالا ببرند و هورا بكشند. در اين رهگذر نيز چه بسا فضايي حاصل ميشود كه در بزنگاههاي انتخاباتي وعدههاي چربتري مانند پرداخت مستقيم يارانهها به مردم، جمعيتي را بيشتر از به انجام و فرجام رساندن امور زيربنايي كشور به وجد ميآورد. و اما اينك در شرايطي كه ناشران، نويسندگان، صاحبان انديشه متفاوت با جريان حاكم، دانشجويان، استادان محذوف از دانشگاه، زنان مطرود جنبشهاي اجتماعي، راندهشدگان از عرصه سياسي و حزبي، منتقدان خودي و غيرخودي اعم از اصلاحطلبان ردصلاحيتشده، وزراي بركنارشده، مديران مستعفي، همراهان حذفشده دولت و در نهايت جمعيت مايوس و خاموشي كه صدايي از آنان در آخرين انتخابات كشور به گوش نرسيده است، هيچ سهمي در نامهنگاري به رئيسجمهور ندارند، به راحتي ميتوان كنكاش كرد كه جمعيت حلقهزده به گرد رئيسجمهور چه كساني هستند، چه آواز تلخي را براي رئيس دولت ميخوانند و چه ميخواهند و سپس بايد متناسب با خواستههاي آنان ثبات و پايداري در مديريت را پيشه كرد تا مبادا به تعبير مقام رهبري <عدالت بدون پيشرفت تنها منجر به برابري در فقر شود.> در غير اين صورت است كه خالق سفرهاي استاني و خالق نامهنگاريهاي مردمي در دولت جاري تبديل ميشود به خالق كنسرتهاي غمانگيزي كه در آن، جمعيتي گرسنگيشان را آواز بخوانند و جمعيتي ديگر سرمست و دلخوش به اين همراهيهاي از سر نياز ببالند و نامش را بگذارند استقبال پرشور مردمي، غافل از آنكه اين سمفوني گرسنگي و گردنكجي و گريه است كه به رقص و آوازي تلخ شباهت دارد و چه بسا در تنهايي اشكهاي خود آقاي رئيس را هم جاري ميكند چرا كه راز دلفينهاي گرسنه را تنها كسي ميداند كه خود مسبب بهوجود آمدن نياز و احتياج آنها است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 تیر1387ساعت 4 بعد از ظهر توسط سید مجتبی حسینی |
|
|
نقدی بر سیاست خارجی دولت نهم
از انفعال تا ابتكار شايد بد نباشد، پيش از اينكه به نقد و تحليل سياست خارجي دولت نهم بپردازيم، نيم نگاهي به سياست هاي خارجي دولت هاي قبلي و دستاوردهاي آنان در طي دوراني كه مسئوليت داشتند، بپردازيم. يكي از بزرگترين شعارهاي دولت های هفتم و هشتم (دوره اصلاحات)، توسعه سياسي بود و از همين منظر بود كه رئيس جمهور سابق موضوعي را با نام گفتگوي تمدن ها راه اندازي كرد كه اگرچه در بدايت امر مورد استقبال قرار گرفت، اما به دليل اعتماد به دولت هاي غربي و کم بودن غنای آن، اين پروژه هم به زمين خورد. در كنار اين پروژه، به طور كلي تفكر سياست خارجي دولت اصلاحات، نگاه به غرب بود و از همين موضع بود كه سفرهاي متعدد و مذاكرات متعدد با آنان انجام مي گرفت. اما به راستي هدف از اين مذاكرات و ماحصل آن چه بود؟ آيا جز آن بود كه 2 سال تعليق غني سازي اورانيوم انجام گرفت و پيشرفت هاي ملت ايران در انرژي هسته اي متوقف گرديد؟ آيا با دادن اين همه امتياز به غرب (من جمله غني سازي اورانيوم)، چيزي جز اين دستگير ما شد، كه بوش (رئيس جمهور آمريكا) ايران را محور شرارت ناميد؟ گرچه وقتي به سران تيم هاي مذاكره كننده نگاه مي كنيم، حقيقتاً چيزي جز اين نتايج ننگين را نيز نبايد بطلبيم، در اين مورد اشاره به نام آقاي موسويان كه از سران تيم مذاكره كننده هسته اي بود، كافي است. از همين باب، و حوزه مسائل هسته اي مي توان به طرحي در مجلس ششم (كه اصلاح طلبان جو غالب آن را تشكيل مي دادند) اشاره كرد كه آن آماده كردن طرحي سه فوريتي براي پذيرش پروتكل الحاقي بود تا شايد همچون ليبي و بعضی از كشورهاي ديگر، دستيابي به فناوري هستهاي براي هميشه در ايران مدفون گردد. يكي ديگر از نتايج درخشان آن دوران، نامه اي بود كه در سال 2003، توسط دستگاه ديپلماسي وقت (متشكل از وزارت خارجه و شوراي عالي امنيت ملي) نگاشته شد تا در ازاي متوقف شدن حمايتهاي جمهوري اسلامي از حماس و كمك به آمريكا و دولت هاي غربي در خلع سلاح حزب ا... لبنان و شفاف تر!! شدن فعاليت های هسته ای کشورمان، نام جمهوري اسلامي را از فهرست محورهاي شرارت حذف كنند. و در پايان آن دوران تاريك بود كه دولت نهم ظهور كرد كه دولتي مكتبي و متعهد بود و به طور خاص احيا كننده ارزش هاي انقلابي در حيطه سياست هاي خارجي. دولت احمدي نژاد، پرونده هستهاي، را به شكل ديگري دنبال كرد و به جاي آنكه همچون دولت هاي قبلي خود را مرعوب غرب نمايد، آن را با طرح ها و شيوه هاي مبتكرانه اي جلو برد و بدون آنكه ذره اي از منافع ملت ايران عقب نشيني كند، توانست در طي 5/2 سال كار مداوم دستگاه ديپلماسی، پرونده هسته اي را مختومه اعلام كند و جشن هسته اي شدن را برگزار نمايد. دولت سياست خارجي خود را از حالت منفعلانه در دولت هاي قبلي به سياست تهاجمی تبديل كرد و با در دست گرفتن ابتكار عمل، به آرمان هاي انقلاب و آنچه در قانون اساسي آمده، عمل كند كه مي توان مهر تاييد آن را در بيانات رهبر انقلاب به كرات مشاهده كرد. در بند 16 از اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است، «تنظيم سياست خارجي كشور بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بي دريغ از مستضعفان جهان» از وظايف دولت جمهوري اسلامي ايران است. دولت نهم در همين راستا، از همان ابتدا اهتمامي جدي بر سر مسائل فلسطين از خود نشان داد. در سال گذشته هنگامي كه اسرائيل حمله وحشيانه اي را به غزه ترتيب داده بود و فلسطينيان از آب و غذا محروم شده بودند ،دارو و ديگر نيازهاي اوليه آنان نيز توسط اسرائيلی ها از بين رفته بود، با وجود آنكه هنوز روابط تهران – قاهره، روابطي چندان مناسب نبود، دكتر احمدي نژاد به دور از هرگونه جنجال سياسی در طی بحثی با حسني مبارك (رئيس جمهور مصر) اينگونه تصميم گرفته شد که مرز ميان مصرو غزه باز شود تا مردم فلسطين بتوانند از آن تنگنا رهايي يابند. دستگاه ديپلماسي دولت نهم، همواره به حمايت بي دريغ از مستضعفان جهان نيز تاكيد داشته است، فلذا با همين نگاه كه جزء منويات امام خميني (ره) نيز بود، عرصه جديدي را در اين حوزه كليد زد و روابط خود را با كشورهاي آمريكاي لاتين كه تحت سيطره و ظلم آمريكا بودند، گسترش داد و مناسبات خوبی را با آن كشورها برقرار کرد. دولت نهم نگاه خود را از توجه بيش از حد به غرب برگرداند، و به كشورهاي ديگر جهان روی آورد و با آگاهي از ظرفيت هاي ديگر كشورها، از جمله كشورهاي غير متعهد، كشورهاي اسلامي، چين و روسيه رويكردي جديد را براي مقابله با تهديدهاي بين المللي و از بين بردن استكبار جهاني آغاز كرد و بي شك مي توان موفقيت هاي دولت را در اين قسمت به وضوح ديد، كه از آن جمله مي توان اعلام حمايت و بيانيه هاي كشورهاي غير متعهد در آژانس بين المللي انرژی اتمي و سازمان ملل، كه موجب بهبودي روند پرونده هسته اي ايران شد و همچنين بيانيه هاي حمايتي سازمان سران كشورهاي اسلامي اشاره كرد. اينكه مجلس اندونزي رييس جمهور اين كشور را به دليل دادن راي مثبت به قطعنامه ضد ايرانی استيضاح مي كند، ناشي از همين رويكرد دولت نهم است. اگر اين فضاي آهنين رسانه اي نظام استكبار جهاني نبود، آنگاه بود كه دولت نهم مي توانست به نحو بهتري گفتمان عدالت خواهي خود در مناسبات بين المللي را به گوش تمام جهانيان برساند، گرچه دولت نهم و در راس آن دكتر احمدي نژاد هرگاه كه توانسته اند از فرصت ها استفاده كردهاند و سخنراني رييس جمهور در دانشگاه كلمبيا( و جوي كه ناشي از آن در تمام دنيا بوجود آمد)، پيشنهاد مناظره تلويزيوني با رييس جمهور آمريكا، نامه به بوش و... از اين قسم ابتكارات ديپلماسي دولت نهم است. بدون شك، در دستگاه ديپلماسي دولت فعلي انتقاداتي نيز وجود دارد كه اگر بتوانند، اين مشكلات را برطرف كنند، بي گمان مي توان موجي بزرگ از عدالتخواهي و مبارزه با نظام سلطه جهاني را در تمام اقشار و ملل دنيا برپا كرد. از انتقاداتي كه مي توان به دستگاه ديپلماسي دولت فعلي داشت، كم تحركي در ايجاد حوزه هاي جهاني است. پيشنهاد ايجاد نهادها و سازمان هاي بين المللي و منطقه اي چندان مورد اهتمام قرار نگرفت. بيانات رهبري مبني بر ايجاد اپك گازي، ائتلاف امنيتي با كشورهاي حوزه خليج فارس و... ميتوانست مبناي حركت هاي نو و گسترده ديپلماسي در جهت تاسيس نهادهاي بين المللي در جهان باشد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 تیر1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط رشید قانعی |
|
![]() آخه اين چه حرفي كه هي مي گيد جمع پراكنده شده، روزهاي پايان يافته، نسل سوخته و.... الآن تقريبا هفته اي دوبار داريم با بچه ها تو مدرسه فوتبال ميذاريم و خيلي ها هم ميان. يه روزهايي مي گفتيم كه اصلا با امام صادقي جماعت نميشه يه كار گروهي انجام داد از همون اول هم ما تو زنگ ورزشامون همش مسخره بازي بود. اما ظاهرا تازگي ها داره يك اتفاقه جديدي مي افته خيلي فوتبال هاي باحالي رو تو مدرسه با بچه ها تجربه كرديم. اميد دارم كه ديگه نسل سوخته نباشيم و بيشتر تو اين جمع ها دور هم باشيم كه مي بينيد چقدر مي تونه لذت بخش باشه... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط حسین شمقدری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نویسندگان |
|
محمدحسین لطفعلی زاده میر سبحان سادات 01 رشید قانعی سید مجتبی حسینی حسین شمقدری محمدجواد محدث امین ظریف |
|
RSS
|